سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

411

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

كمال حيرت است كه چگونه شهادت كذب وزور [ و ] افتراى تهمت زنا بر صحابي به سه صحابه مىنمايد ؟ ! واز تكذيب كلام الهى - حسب مزعوم باطل خود - باكى بر نمىدارد ! بالجملة ; اين كلمات وديگر كلمات مخاطب واسلاف أو براي تكذيب أو در نسبت كذب وزور به شهود زناى مغيره كافى است ، احتياج به دليل ديگر ندارد . مرد عاقل را از تهافت وتناقض اين قوم حيرت رو مىدهد كه براي اثبات خلافت أبى بكر وديگر اغراض باطله ، چها اغراق ومبالغه در مدح وتعظيم وتبجيل وتعديل صحابه كه نمىكنند ! وخود هرگاه به ضيق خناق مبتلا مىشوند ، به همين صحابه شنايع عظيمه وفضائح قبيحة - كه مو بر تن از سماع آن مىخيزد - نسبت مىسازند ! وعجب كه مخاطب با اين همه نازش وافتخار ، اينقدر تخيّل ( 1 ) نكرده كه ادعاى كذب وزور شهود زناى مغيره به مقابله أهل حق نمودن ، در حقيقت اسلاف واخلاف خود را رسوا كردن است ، وجميع خرافات وترهات ومبالغات مدح وثناى صحابه ‹ 617 › على العموم به آب بطلان شستن وبه باد دادن ! كه هرگاه به اعتراف مخاطب اين سه صحابي چندان منهمك در فسق و

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( تخيّيل ) آمده است !